لب تیغ با صدای احسان خواجه امیری


از این رویای طولانی از این کابوس بیزاریم

از این حسی که میدونی و میدونم به هم داریم

از این که هر دو میدونیم نباید فکر هم باشیم

از این که تا کجا میریم اگه یه لحظه تنها شیم

نه میتونم از این احساس رها شم تا تو تنها شی

نه اون اندازه دل دارم ببینم با کسی باشی

نمیتونم

دارم میسوزم از وهم تبی که هر دو میگیریم

از این که هردومون با هم لب یک تیغ راه میریم

برای زندگی با تو ببین من تا کجا میرم

واسه یک روز این رویا دارم هر روز میمیرم

نه میتونم از این احساس رها شم تا تو تنها شی

نه اون اندازه دل دارم ببینم با کسی باشی

نمیتونم

/ 1 نظر / 97 بازدید
Zahra

بی اعتنا می روی ... و من ناگفته های چشمانم را به زمین می بخشم